فروش مودم فیبر نوری


» بهاری تامل برانگیز

بهاری تامل برانگیز

این روزها صبح که می شود ، پرندگان با لحنی مستانه تر از همیشه می خوانند . حتا مستانه تر از هر بهار دیگر . پنجره را باز می کنم و به درختان حاشیه ی خیابان نگاه می کنم . انگار این روزها تمام شهر مال آنهاست ، شادند و سرخوش . نه از دغدغه ی ترافیک و دود برایشان خبری هست نه از سنگ اندازی پسرکی که با شیطنت تمام ، دسته ای یاکریم را از روی زمین فراری می دهد . نه ترس از شلوغی بازار قدیم شیراز دارند و نه صدایشان در صدای ناهنجار بوق ماشین ها گم می شود . گربه ها ، بدون هیچ ترسی از خیابانها رد می شوند و با صحنه ی له شدن یک همنوع در کف خیابان مواجه نمی شوند . له شدنی که ناشی از زندگی آهنی آدمهاست . شاید سالهای سال ، پرندگان چنین بهاری را آرزو می کردند . بهاری خالی از اضطراب و استرس ، بهاری خالی از شلوغی های زندگی ماشینی آدمها .


انگار این افراط و تفریطها ، همیشه باید در طبیعت برقرار باشد ! روزی آدمها خوشحال باشند و در حین شادی خود ، کودکانشان را که به پرنده ها سنگ می اندازند با خنده ای طولانی تشویق کنند و روزی بخشی از طبیعت باید شاد باشد که انسانها درگیر بلایایی شده اند که حوصله یا فرصت دست اندازی به آنها را ندارند .

درختان بعد از سالیان سال شاید اولین باری است که جوانه هایشان با زایش از ساقه های خشک ، به دیدن انسانهای مهاجم وحشت نمیکنند . برخی شان که تازه یا چند سالیست که کاشته شده اند ، این صحنه ی دل انگیز و طربناک را تا به حال ندیده اند .


سال پیش درست همین روزها بود که دیدم مادری مشغول نگاه کردن به ویترین فروشگاه ها بود و کودکش مشغول شکستن شاخه های تازه جوانه زده از نهالی یکی دو ساله . به مادرش که محترمانه گفتم حقوق طبیعت را به فرزندش یاد بدهد ، گفت شما دخالت نکن . در مملکتی که حق انسان ارزش ندارد میخواهم بچه ام چنین چیزهایی را یاد نگیرد ! حتما آن مادر این روزها کودکش را در خانه زندانی کرده و خودش هم کلافه است از این حبس خانگی . ولی حداقل این را می دانم که آن درخت ، سرشار از شادی و مستیست چرا که درد شکسته شدن پارسالی را هنوز فراموش نکرده .


من عادت دارم برای هر کاری که می خواهم نذر کنم ، نذر کاشتن یک درخت یا کاشتن یک بوته ی گل یا آزاد کردن چند خرگوش یا کبوتر در محیط حفاظت شده ی کوهستانی اطراف شهر را می کنم . حتا وقتی که به خانه ی دوستان و آشنایان در شهرهای دیگر می روم ، هم به رسم سپاس گزاری و هم برای یادبود ، بسته به موقعیت مکانی آنها درختی می کارم یا بوته ی گلی یا حداقل بوته ای در گلدان . فکر می کنم این کار برای تلطیف روح خودمان لازم است وگرنه طبیعت با اینهمه ظلمی که انسانها به او کرده اند باز هم قدرت خویش را حفظ می کند

از طرفی تلاشم بر این است که کمترین ضرر را به طبیعت بزنم و وصیتم برای خاکسپاری این است که نهالی را که مشخص کرده ام بر تن من بکارند که تنم ، کاسه ی خوراک درختی باشد .

اینها را می نویسم برای یک هدف . اینکه کمی بیشتر با طبیعت مدارا کنیم . اینکه کاری کنیم که روزی برسد که انسانها و دیگر اعضای طبیعت ، همه با هم شاد باشند و شادی یکی ملزم به حصر و خسارت دیگری نباشد .

سالها پرندگان را در قفس نگاه داشتیم و آنها از گوشه ی حصر خویش ما را نظاره گر بودند که آزادیم و حسرت آزادیمان را خوردند . چنین فرصتهایی مثل امسال کمتر گیر میاید که انسانها فرصت اندیشه ی عمیق بر افعال خویش را داشته باشند . و این فرصت اکنون پیش آمده .


بعد از رفع مشکل اپیدمی ویروس کرونا ، ما دوباره با تمام قوت به طبیعت نزدیک خواهیم شد . یادمان باشد برخی پرنده ها از خلوتی این روزها استفاده کرده لانه ی خویش را بر درختان و یا دیوارهایی بنا کرده اند که تغریبا در دسترس ما انسانهاست . چرا که آنها نمی دانند ما برای چه خانه نشین شده ایم و به زودی به طبیعت حمله ور خواهیم شد . در آن روزها حواسمان باشد که قراری با خویش داشتیم که به حریم دیگر موجودات نیز احترام بگذاریم . اگر طبیعت را آباد نمی کنیم دست کم ویران تر از اینش نکنیم . البته این حرفها را برخی افراد جدی نمیگیرند و اینها را یک مشت سخن شاعرانه می دانند . ولی روزی که حتا اکسیژن کافی برای تنفسمان نباشد آنوقت خواهیم دانست که این جنس حرفها حرفهایی کاملا علمی بودند .

گروهی از متخصصین زیست شناسی ، به رییس جمهور ایالات متحده ی امریکا گزارش دادند که خطر گرم شدن زمین و یخ شدن یخهای قطبی خطری جدی است و باید کارهایی کرد ولی در عین ناباوری با تمسخر رییس جمهور امریکا مواجه شدند و این جریان تمسخر آنقدر ادامه داشت که حتا یکی از سناتورهای مجلس امریکا از حزب جمهوری خواه ، تکه ای یخ با خودش به مجلس برد و با تمسخر جلوی آنهایی که به رییس جمهور هشدار علمی داده بودند انداخت و کلی به آنها خندید !

خوشبختانه روح ملت ما آنقدر بزرگ است که گر چنین افراد نادانی حتا اگر هم در بین ما وجود داشته باشند نمی توانند به این صراحت ابراز عقیده کرده و حامیان طبیعت را تمسخر کنند . این را از روح بزرگ ملت ایران و تمدن و فرهنگ غنی و قدیمش می دانم .


حال که چه در دیانت امروزمان و چه در دیانت نیاکان پاکمان ، احترام به طبیعت و ارزش والای بارور کردن آن به دفعات دستور داده شده ، خوب است که یکی از کارهای این روزهایمان این باشد که کمی تامل کنیم که هر یک تا چه میزان می توانیم به طبیعت کشور عزیزمان یاری برسانیم .

چه اشکالی دارد که برای سالگرد شروع زندگی عاشقانه مان یک درخت بکاریم ؟

چه اشکالی دارد که به عنوان یادبود یک عزیز از دست رفته مان یک بوته ی گل بکاریم ؟

چه اشکالی دارد که موضوع نذرهایمان به جای کشتن حیوانات بی گناه ، کاشتن درختان باشد ؟

باور کنیم که با تصحیح عادتهایمان ولو به اندازه ی یک قدم ، با معجزه ای بزرگ روبرو خواهیم شد . معجزه ای که زندگیمان را دیگرگون خواهد کرد .

من در سال 3 درخت می کارم به مناسبت نذرهایی که دارم . حالا چهارمین درختش هم به لیست اضافه شده که یقین دارم خداوند عزیز به زودی آرزویم را محقق کرده و کاشتن هر ساله ی چهارمین درخت هم بر گردنم خواهد بود .

اینها را عرض کردم که هم شرح احوالی باشد و هم اینکه اگر برخی افراد تبلیغ کارهای ناهنجار می کنند دست کم من جزو آنها نباشم و نیکی را فریاد بزنم .


با درود و سپاس

م.ن.صفا

محسن نامدارزاده

فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  وکیل حقوقی   |   بلاگسازان   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   مجله آشپزی   |   آزمون نظام مهندسی   |   خرید آنتی ویروس   |   خرید گونی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   مصباح ترمز   |   لینک پرومکس   |   خرید کتراک   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ مشاهده