مجله آشپزی شکمو


» غیبت کن

غیبت کن

یکی از مردان بزرگی که سعادت درک حضورش را داشتم ، بنده ای از بندگان خدا بود که مدتها هفته ای یکی دو بار خدمتشان رسیده و از ایشان درسهای فراوانی یاد می گرفتم . انسانی ساده زیست و بی ادعا که به واقع میتوان گفت که حکیم بود . حکیم کسیست که هر فعل و ترک فعل و سخنش ، بر اساس معیار خاص اخلاقی و تفکر باشد و هیچ کاری را انجام ندهد و هیچ سخنی را نگوید الا اینکه درباره ی آن اندیشه کرده باشد و برای آن دلایل مختلف داشته باشد . روز نخست که به خدمتشان رفتم ، دیدم بر پشم گوسفندی نشسته و چندین کتاب اطراف خود دارند و در حال خواندن کتاب هستند . در آن لحظه مشغول خواندن قرآن شریف بودند . یک برگه ی حدود A4 بر بالای سر ایشان بر روی دیواری که به آن تکیه داده بودند زده شده بود . برگه توسط خودشان تذهیب شده بود کار تذهیب با دقت و وسواس زیادی انجام شده بود به طوری که من که قبلا در تذهیب کاری دستی داشتم ، از ظرافت و نظم و ترکیب رنگهای آن کار بسیار حیران شده بودم و لذت فراوانی می بردم . بر روی برگه ی مذکور یک جمله ی دو کلمه ای نوشته شده بود . در میان تذهیبها که به صورت دایره ای بود و شمسه کاری شده بود با خط نستعلیق و با جوهر مشکی نوشته بودند ، غیبت کن . برای اولین مرتبه که آن تابلو را دیدم خیلی تعجب کردم . با خودم گفتم مگر می شود که استاد اخلاقی که سلوک عملی کرده دستور به غیبت کردن بدهد؟!


مدتها از آشنایی ما گذشته بود و من همیشه یکی از سوالاتم این بود که چرا این جمله را نوشته اند . اما به رسم ادب که در محضر اساتید نباید سوالی کرد که اظهار فضل باشد یا ایراد گرفتن بر استاد ، سکوت کرده و گرچه همیشه سوالاتی می پرسیدم و ایشان به نهایت حکمت و صبر پاسخ می گفتند ولی سوال مذکور را درباره ی آن جمله نمی پرسیدم . در سلوک عملی ، این سوال نپرسیدن از قرآن شریف و از داستان حضرت موسی علیه السلام و جناب خضر علیه السلام گرفته شده است ، به این معنی که سالک راه حضرت رحمان ، نباید سوالی بپرسد که اظهار فضل باشد یا مضمونش به معنای زیر سوال بردن عمل استاد باشد . از همین روی مدتها ساکت مانده و درباره ی آن جمله سوال نپرسیدم .


عید نوروزی بود که خدمت ایشان رفتم و وقتی که نشستیم و مشغول نوشیدن چای و سخن گفتن شدیم ، ایشان کتابی را به عنوان عیدی به بنده هدیه کردند ، چرا که می دانستند که بهترین هدیه ای که دوست دارم کتاب است . بگذریم از اینکه آن کتاب اکنون قیمت عتیقه را دارد و در بازار نشر پیدا نمی شود و چاپ سنگی نیز هست ، اما غیر اینها ، مطالبش فوق العاده بوده و راهنمای بسیار خوبیست درباره ی سلوک عملی . آن بزرگوار که شادی من را از دیدن کتاب مشاهده می کردند ، به ناگاه فرمودند چه خوب است که اینقدر در طریق سلوک مراقبت هوای نفس می کنی . عرض کردم ، چطور مگه آقا جان ؟ فرمودند نزدیک دو سال است که مرتب به دیدار من می آیی ولی برخلاف بسیاری افراد ، تا حالا سوال نکرده ای که این تابلو دیگر چگونه شعاریست؟! عرض کردم به رسم وظیفه و ادب بوده. ایشان شروع کردند به سخن گفتن درباره ی آن جمله .


چرا بعضی افراد همیشه بوی خوش می‌دهند؟ راز ماندگاری رایحه روی پوست مطلب مرتبط چرا بعضی افراد همیشه بوی خوش می‌دهند؟ راز ماندگاری رایحه روی پوست

از جهتی که بسیاری موارد که درباره ی آن جمله ذکر فرمودند از مسایل سلوک عملی بوده و قابل بیان نیست ، تنها به نکته ای که برای همه ارزشمند و مفید است اشاره می کنم ، باشد که بوی و عطر آن عید در مشام خوانندگان عزیز بپیچد و مشام مبارکشان را زنده کند به عطری معنوی .


آقا فرمودند : این مسلم است که غیبت کردن به معنای سخن گفتن پشت سر دیگران و مخصوصا بندگان موئمن خدا کاری بسیار بد و رذیله ای اخلاقیست . اما این غیبت غیبتی دیگر است . ما انسانها در سالهای ابتدایی کودکی یاد میگیریم که با نهادی به عنوان من آشنا شویم . کودک لجبازی میکند ، بی دلیل گریه می کند ، ظرفی را پرتاب می کند و ده ها عمل دیگر را مرتکب می شود تا دیگران به من بودن او احترام گذاشته و خودش نیز منیت خویش را احساس کند . این من و منیت ، در سالهای پس از کودکی اگر به حد متعادل شکل گرفته باشد مفید است اما اگر در شکل گیری خویش دچار افراط و تفریط شده باشد می تواند پایه ی بسیاری از رذایل اخلاقی ، مشکلات روحی روانی و حتا پایه ی بسیاری از جرم ها در نظام اجتماعی باشد . در اندیشه های عرفانی ، قلب هر انسان بطن هایی دارد که آنها را طور می گویند و این منیت در طور اول خانه می کند . در طول زندگی هر انسان ، هر روز و هر ساعت و گاهی حتا هر لحظه ، در قلب وی حضور و غیاب می شود . اگر سالک بخواهد به مراتب بالای عرفانی نایل شود باید از این منزل دل غیبت کند ، یعنی اگر کسی در دلش حضور غیاب کرده و نام او را فراخواند ، منیتی نباشد که بگوید هستم و حضور دارم . بلکه مبصر کلاس دل بگوید غایب . آری در این مرحله است که چشمه های حکمت از قلب سالک جوشان خواهند شد و بسیاری معارف اخلاقی و عرفانی بر دل سالک ظاهر خواهند گشت . سالک باید درونش را پاک کند تا حدی که حتا خود و منیت او نیز در آن حضور نداشته باشد . به قول حضرت حافظ :


میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز


در صورت غیبت منیت سالک از وجود خود و از اطوار قلب خویش ، این حجاب برطرف شده و سالک بسیاری معارف و حکمتها را دریافت خواهد کرد . به غیر از اینکه این عمل برای سالکان طریق رحمان مفید و ضروریست ، برای بسیاری از جنبه های دیگر زندگی نیز مفید است . چه بسیار زوج هایی که از جهت افراط و تفریط منیت فرد مقابل خود ، مجبور به طلاق شده اند . چه بسیار افرادی که با منیت افراطی خویش دچار زیاده خواهی ها شده و دست به اعمال مجرمانه زده اند و نظام قانونی کشور را نادیده گرفته اند . چه بسیارند جوانانی که منیت خویش را تعادل نبخشیده اند و از عدم تعادل منیت خویش ، احترام به والدین را فراموش کرده اند و در مقابل نیز چه بسیار والدینی که با عدم احترام به منیت فرزندان و با افراط در منیت خویش ، آینده ی فرزندان خویش را به نابودی کشانده اند . تمام اینها و بسیارانی دیگر از رذایل و عدم اعتدالها ، از جهت عدم اعتدال منیت انسان است . پس اگر می خواهیم زندگی خویش و اخلاق خود را نظمی جدید ببخشیم ، منیت خود را کنترل کنیم و متعادل کنیم . کسانی که نمی خواهند سلوک عملی عرفانی کنند داشتن منیت عادی و متعادل برایشان کافیست و نیازی به غیبت کامل از عرصه ی قلب و دل ندارند . ولیکن بی شک کسانی که می خواهند سلوک عملی کرده و نتایج آن را شاهد باشند نیاز دارند که در مرحله ای ، کاملا غیبت کنند . آری ای دوست ، اگر قصد مدارج والای اخلاقی و عروج بی منتهای روحانی داری پس غیبت کن .


با سپاس

محسن نامدارزاده

م.ن.صفا

فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  فروش تجهیزات ویپ   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   خرید کتراک   |   مصباح ترمز   |   خرید گونی   |   آزمون نظام مهندسی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   مجله آشپزی   |   بلاگسازان   |   خرید آنتی ویروس   |   لینک پرومکس   |   وکیل حقوقی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


پرواز لحظه‌آخری با ارزان‌ترین قیمت پرواز لحظه‌آخری با ارزان‌ترین قیمت مشاهده