مجله آشپزی شکمو


» هگل و شعر

هگل و شعر

هگل باور دارد که روحانی ترین نوع نمود فرم رمانتیک هنر شعر است . او می گوید : ویژگی خاص شعر در قدرتی که شعر به واسطه ی آن عنصر محسوس را در معرض تسلط ذهن و تخیلات قرار می دهد است . بنابر این شعر آزادی هنر را که با نقاشی و موسیقی آغاز شده بود ، تکمیل می کند . طنین یا صدای گفتار که عنصر مادی غایی شعر است اکنون دیگر در این هنر حس بلافصل و ناب طنین به معنای واقعی کلمه نیست . اکنون به نشانه ای محض تبدیل شده است که در حالی که به خودی خود بی معنی است ، برای بازنمایی ایده های ذهنی مشخص و نه برای بازنمایی سایه ها و درجه هایی از احساسات نامعلوم ، از آن استفاده می شود . به این ترتیب صدا یا طنین در قالب واژه ها که نقششان دلالت بر ادراکها و نامگذاری اندیشه ها است فصل بندی می شود . آن مرحله ی منفی که موسیقی تا سطح آن پیش رفته بود ، اینک به شکل مرحله ای روحانی یا پدیده ای فردی در آگاهی تجلی یافته و به این ترتیب با تبدیل شدن به مرحله ای مشخص و کامل ، رشد یافته است . این مرحله با گسترش یافتن از درون خویش به سمت بیرون ، می تواند فضای نامتناهی درک آمیخته با زمان طنین را به تصویر بکشد . اما این عنصر محسوس که در موسیقی همچنان عنصر بلافصل احساس است ، اینک از ایده ی درونی در آگاهی که ذهن در درون خود ، درباره ی تصاویر و بازنمودهای خاص مشخص می سازد ، جدا و متمایز شده است . برای بیان این تصاویر و بازنمودها ، شعر اکنون از فرم های طنین در واژه ها استفاده می کند ، البته این فرم ها تنها نشانه های اندیشه و بی معنی و تهی از خویش اند . از این رو ممکن است تصور شود که طنین های کلامی فقط حروفند . یعنی آنچه که قابل شنیدن است مانند انچه که قابل دیدن است ، تا سطح ااره ای صرف به امر روحانی تنزل یافته است .


بنابر این ، عنصر خاص بازنمایی های شعر ، خیال شاعرانه و شهود روحی است ، و از آنجا که این موضوع تاکنون برای همه ی فرم های هنر معمول بوده است ، شعر از میان همه ی آنها می گذرد و به شکلی مستقل خویش را در آنها توسعه می دهد . بنابر این شعر هنری جامع است .


شعر بیان هنرمندانه ی روح است که در نفس خود آزاد است و دیگر برای تحقق خویش به ماده ی بیرونی احساس ، وابسته نیست . شعر ذهن را به شکل پدیده ای که در فضای درونی و زمان درونی ایده ها و احساسات روحانی به تفصیل سخن می گوید ، به تصویر می کشد . اما در این متعالی ترین مرحله ی خویش ، اکنون هنر از خویش پیشی می گیرد . سازش هنری روح را در عنصر احساس به جا می گذارد و از آن پیشی می گیرد ، شعر خیال را پشت سر گذاشته و پا به عرصه ی نثر اندیشه می گذارد .


از این روی است که بسیاری از فلاسفه ، شعر را از عالیترین انواع فرم های هنری به حساب می آورند ، که اگر مجال ذکرش بود در مقاله های دیگری ، نظریات برخی از فلاسفه ی دیگر نسبت به این هنر متعالی را بیان خواهیم کرد .


با سپاس

محسن نامدارزاده

م.ن.صفا

فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  بلاگسازان   |   آزمون نظام مهندسی   |   خرید آنتی ویروس   |   خرید کتراک   |   فروش تجهیزات ویپ   |   وکیل حقوقی   |   مجله آشپزی   |   مصباح ترمز   |   خرید گونی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   لینک پرومکس   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


پرواز لحظه‌آخری با ارزان‌ترین قیمت پرواز لحظه‌آخری با ارزان‌ترین قیمت مشاهده