مجله آشپزی شکمو

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» تمدد اعصاب در بام شهر

تمدد اعصاب در بام شهر

دیگه کم کم داشتم از کوره در می رفتم . دو ماهه که خودمونو در خانه محبوس کردیم ، با خودم گفتم وقتش شده . وقت یک فرار سه روزه . یک گریز که از طرفی در کنار مردم شهر باشم و از طرفی دور از جمعیت برای حفظ فاصله ی اجتماعی . یک کتاب مجموعه داستان ، یک دیوان حضرت حافظ و تبلت را برداشتم با یک کوله پشتی سبک و به کوه زدم . کوهی که شهر را از اون بالا میشه دید . از اونجا نت هم داشتم میتونستم براتون مطلب بفرستم ، ولی ترجیح دادم دو سه روزی از دستم راحت باشید ، منم در عین حال کمی با خودم خلوت کنم .


این اولین بارم نیست ، من عاشق زدن به طبیعتم ، گاهی تنهایی گاهی هم با یکی دوتا دوست . ایندفعه تنهایی رفتم ، کتاب خوندم ، سیگار دود کردم ، چای زغالی نوشیدم و سه روز خوراکم نان و خرما و کاهو بود . خواندن غزلهای حضرت حافظ در حالی که شیراز زیر پاهاته بسیاااار لذتبخشه اون هم در میانه ی شب . اون هم جایی که روایتهای زیادی در دست داری که یکی از تفرج گاه هایی بوده که حضرت حافظ اونجا رو زیاد دوست داشته . نمی خوام دلتون رو آب کنم ولی واقعا شیراز شهر عشق و شور هست ، واقعا .


سه شبانه روز در یک غار کوچک خلوت کردن با خود و حرف زدن با خدا ، روح آدم را صیقل میده . کار به جایی رسید که نیمه های شب وقتی مردم به خواب می رفتن ، من شهر را نگاه می کردم و همه شونو دعا می کردم . حتا اونهایی که نمی شناسم . حتا اونهایی که در این شهر به نوعی بهم بدی کردن . همه را دعا کردم ، سه شب این حال را داشتم و لذت فراوانی بردم ، آنقدر نشئه شده بودم که خودم هم شک کردم که نکنه چیزی توی آب معدنی بوده ! یا توی چای! ولی نه ، این نشئگی خلوت کردن با خود و خداست . دوستان عزیزم ، حتما حتما این حال را امتحان کنید . اگه براتون سخته اکیپی برید اطراف شهر و چادر بزنید . باورتون نمیشه چقدر آروم میشید ، من که ماهی یک مرتبه از یک روز تا یک هفته ، این کار را انجام میدهم و دیوانه وار انرژی می گیرم . یک روز شاید تمام تجربیاتم را چاپ کنم ، تجربیاتی که از این خلوت ها دارم و خواهم داشت . انسان موجودی اجتماعی بوده و هست و نیاکان پاک بنیاد ما همواره سعی به اجتماعی تر شدن داشتن ، اما در روند اجتماعی شدن ، به باور من ، یک چیز را جا گذاشتند ، چیزی که ما هم به ناچار در زندگی شهری در میان ستونهای آجر و سیمان و آهن جا می گذاریم . و اون شناخت خود و خلوت با خود و رابطه ی با طبیعته . باورتون نمیشه چقدر لذتبخشه . یک شب در نظرم آمد که بانوان کشور عزیزمان شاید به جهت بسیاری مسایل نتوانند این حال را درک کنند و چقدر حسرت خوردم . خب میشه آن عزیزان هم با اکیپ این تجربه را داشته باشند ولی قانون بگذارند که افراد اکیپ با هم حرف نزنند مگر مثلا در سه وعده ی یک ساعته در روز . با چنین قوانینی میشه هم لذت برد در عین امنیت، و با خود و خدا هم خلوت کرد .


چون نپرسی، زودتر کشفت شود... مطلب مرتبط چون نپرسی، زودتر کشفت شود...

البته اساس بسیاری مشکلات ما به باور من اینه که اخلاق در جامعه دچار ضعف شده . و من امید دارم که روزی به درصدی از عروج اخلاقی برسیم که اگر زنی با تمام آرایش و زیورآلات کل ایران را از شمال تا جنوب و شرق تا غرب پیاده طی کنه ، احدی نه از روی هوای نفس و نه از روی طمع بهش نگاه نکنه . امیدوارم و بسیار هم امیدوارم که اینچنین خواهد شد چون ما لیاقت اخلاقی بودن را داریم . لیاقت امنیت را داریم ، امنیتی که در سایه ی اخلاق عالی و متعالی به دست میاد نه امنیتی که در سایه ی پلیس باشه . چون این امنیت ناشی از اخلاق هست که لذتبخشه و مردم اون کشور باید بهش افتخار کنن .


طبیعت در این سه شبانه روز مثل همه ی تجربیات قبلی ام با من سخن گفت . پرنده ها اول صبح بهم سلام می کردند و نسیم شبانگاهی آرام نوازشم می کرد تا عطر صبح بپیچد در مشامم . دوستان عزیزم ، گفتم این تجربه را در کوتاه سخنی به شما مهربان یاران عزیزم منتقل کنم تا حال و هواتون عوض بشه . حال خوش نعمت والایی هست که راحت به دست نمیاد مگه خیلی مراقب خودمون باشیم و حق هم مدد کنه . کلی مطلب نوشتم ، کلی مطلب خوندم . خلاصه جای تک تک شما مهربان یاران خالی ، کلی لذتبخش و آرامش بخش بود . از این حال ها کلی حرف دارم براتون ، می خوام یک جمله بگم ، اگر این حال را درک کنیم دیگه مستی و نشئگی ساختگی (با الکل و افسون) بهمون لذت نخواهد داد . چون خماری در پی داره ولی این مستی و نشئگی یک طوری توی روح آدم رسوب می کنه که تا آخر عمر با آدم باقی میمونه . البته من هر ماه تمدیدش می کنم و انرژیمو ذخیره می کنم برای تدریسهایی که دارم و برای بحثهای انرژی درمانی و غیره که انجام می دهم . می خواهم این را عرض کنم که ، اگر دوستان این تجربه ها را داشته باشند قدرت بالایی در زمینه های مختلف فکری و روحی خواهند گرفت .


امیدوارم همه ی مهربان یاران تجربه کنند و بانوان عزیز هم اکیپی این تفریح را تجربه کنند که امنیت و لذت روحانی را با هم داشته باشند . سپاس که این مطلب را خواندید و وقت گذاشتید ، حال خوشی براتون آرزومندم مهربان یاران


با سپاس

محسن نامدارزاده

م.ن.صفا

نظرات
arrow
سلام عالی اینجوری که شما وصف کردید واقعا احساس کردم خودم هم زدم به طبیعت و لذت بردم
پاسخ ادمین
قربانتون مهربان یارم
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  بلاگسازان   |   فروش تجهیزات ویپ   |   مصباح ترمز   |   آزمون نظام مهندسی   |   مجله آشپزی   |   خرید آنتی ویروس   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   وکیل حقوقی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   خرید گونی   |   لینک پرومکس   |   خرید کتراک  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


پرواز لحظه‌آخری با ارزان‌ترین قیمت پرواز لحظه‌آخری با ارزان‌ترین قیمت مشاهده